تبلیغات
اخبار بازی - نقد Fear 3
 
اخبار بازی
NEW DAY :NEW GAME
درباره وبلاگ


با سلام خدمت شما بیننده
تو این وبلاگ آخرین اخبار بازی با ترجمه ی خودم اینجا قرار میدم
که میتونین با حفظ منبع اونو کپی کنید وگرنه پی گرد قانونی دارد
همچنین با گذاشتن نظر میتونین منو از نظرات خودتون درمورد اخبار با خبر کنید

مدیر وبلاگ : پوریا برازنده
نویسندگان
نظرسنجی
کدام کنسول را برای بازی می پسندید؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
>

تنهایی


سبک اکشن ترسناک همیشه جزو لذت بخش ترین و هیجان انگیز ترین سبک های دنیا بازی بوده اند ، همچنین ساختن عنوان هایی با کیفیت در این سبک همواره جزو سخت و پر مشقت بوده است. به همین خاطر هرگاه که عنوان هایی با کیفیت در این سبک ساخته شده اند ، مورد توجه گیمر ها قرار گرفته و به فروش بالایی نیز دست یافته اند و به دنبال آن طرفداران بی شماری در سراسر دنیا کسب کرده اند. به همین خاطر اکثر عنوان های باکیفیت و موفق این سبک ادامه پیدا کرده اند و نسخه هایی دیگر از آن ها عرضه شده و سود بالایی نسیب سازندگان آنها کرده اند. با این حال در دنیای گیم کمتر عنوان هایی توانسته اند با القای ترس به بازیکن ، او را به دنیای بازی وارد کرده و تحت تأثیر قرار دهند. این عنوان های موفق شامل سری بازی های “سایلنت هیل” ، “رزیدنت اویل” ، “هوای مرده” و “فیر” می شود.

اولین نسخه از سری بازی های “فیر” در نیمه اکتبر سال 2005 عرضه شد و موفقیتی بی سابقه به دست آورد. فروش بالا و واکنش های تحسین برانگیز منتقدان همه نشان از یک عنوان عالی می داد. این بازی از فضای ویژه و خاصی بهره مند بود و توانست با سبک خاص خود هواداران زیادی به دست آورد. این بازی توانست میانگین نمرات 89 را از سایت ها و مجلات بازی کسب کند. فروش بالای این بازی بر روی پلتفرم کامپیوتر شخصی سبب شد تا در سال های 2006 و 2007 این بازی به ترتیب بر روی کنسول های ایکس باکس 360 و پلی استیشن 3 عرضه شود. با عرضه نسخه های کنسولی ، بسیاری دیگر به طرفداران این بازی پیوستند و استودیو “مونولیث پروداکشنز” به یکی از استودیو های موفق تبدیل شد.

پس از موفقیت های چشمگیر نسخه اول ، در نیمه دوم سال 2007 کار ساخت نسخه دوم آغاز شد و پس یک سال و نیم تلاش ، بازی در فوریه 2009 انتشار یافت. با انتشار نسخه دوم این بازی گویی شکی عظیم به همه منتقدان و هواداران بازی وارد شد. این نسخه از بازی که به تنهایی توسط “مونولیث پروداکشنز” و بدون دخالت استودیو “دی وان” به صورت مولتی پلتفرم عرضه میشد ، یک عقب گرد به تمام معنا بود. این بازی همگان را نا امید کرد و سری خراب کردن بازی های ترسناک در این سال ، با عرضه این بازی ، کامل شد. بازی علیرغم گرافیک خوب و موفقیت نسخه اول به فروش پایینی دست یافت و منتقدان نیز به شدت به مخالفت با این بازی برخاستند و آن را توهینی به شعور مخاطب خواندند. میانگین نمرات نسخه دوم سری بازی های فیر ، حتی به 8 هم نرسید و این بدین معنا بود که یک بازی عالی و صاحب سبک ، به یک بازی متوسط افول شأن کرده است.

در ادامه روند ساخت این سری و جهت بازگرداندن نظر مخاطبان و هواداران نسبت به بازی در اوایل سال 2010 ، ساخت سومین نسخه از این سری به دست استودیو “دی وان” سپرده شد که وظیفه ساخت بخش کنسولی نسخه اول بازی را داشت. سومین نسخه این سری در اواخر ماه جون 2011 عرضه شد.

در ادامه این مطلب به نقد و بررسی بازی به تفکیک داستان ، گرافیک ، گیم پلی ، صداگذاری و موسیقی بازی می پردازیم.



موج مرده

پس از آن که در نسخه های قبلی “پوینت من” برادری خود با “فتل” و رابطه اش با “آلما” را دریافت و همچنین دریافتیم که آلما باردار است و می خواهد سومین فرزند شوم خود ، که موجب نابودی جهان خواهد شد ، را به دنیا بیاورد و پس از کشته شدن فتل توسط پوینت من ، بازهم باید پی ابعاد شخصیت آلما ببریم. در پی اتفاقی عجیب و به خاطر قدرت روحی ماورایی فتل او به شکل روحی قدرتمند به زندگی بازگشته و توانایی ورود به جسم دیگران را دارد. او که کینه عمیق نسبت به برادر خود دارد ، تصمیم می گیرد با استفاده از او به آلما برسد و …

داستان بازی خوب است ، اما عالی نیست. داستان بازی به خاطر سبک روان شناسانه بازی این بازی بر خلاف اکثر اول شخص ها و بسیاری از بازی های ترسناک ، به جای آنکه قهرمان محور یا حتی ماجرا محور باشد ، مخاطب محور است. به وضوح نویسندگان بازی به محدودیت های سبک اول شخص و مزیت های آن اشراف داشته اند و به خوبی با داستان نویسی خود در هر سه نسخه از این سری کاملاً مخاطب را تحت تأثیر قرار داده اند. داستان بازی پایه و بنای خوبی دارد. همچنین داستان بازی از شروع و پایانی قوی بهره مند است. شخصیت های قبلی بازی سیر روان کاوانه خود در این بازی را ادامه می دهند ، اما شخصیت های جدید ضعیف عمل می کنند. داستان بازی بیس و دوران خوبی ندارد و در روند بازی گاه به فراموشی سپرده می شود ، که به دلیل کم بودن طول داستان است که برای کل زمان بازی طراحی نشده تا اتفاقات در طول زمان بازی پخش شوند و اگر داستان دارای جزییات زیادی می بود ، قطعاً به روند بازی کمک می کرد.

این آهنه؟ نه شیشه است !

گرافیک بازی بزرگ ترین و مهم ترین نقطه ضعف بازی است. همه تلاش های بازی در بخش های دیگر را گرافیک بازی به تنهایی از بین می برد. گرافیک بازی واقعاً ضعیف است و نسبت به نسخه قبلی نیز در مرتبه ی پایین تری قرار می گیرد. در یک بازی ترسناک هر چیز که مخاطب را از فضای بازی دور کند و یا با کل بازی تناقض داشته باشد ، مخاطب را بیزار کرده و القای ترس به او را سخت و غیر ممکن می کند. حال این جاست که ضعیف بودن گرافیک به کل بازی لطمه می زند. بافت ها گویی در این نسخه هیچ معنایی ندارند. همچنین شیشه ها با گلوله سوراخ می شوند و نمی شکنند و بسیاری مشکلات دیگر که در بخش بافت ها به چشم می خورد. باگ های گرافیکی پر تعداد و آزار دهنده اند و همچنین بر روی اکثر اجسام بازی هاله ای یافت می شود که برای گرافیک این بازی مشکلی دردناک است.

طراحی هنری بازی نیز ضعیف است و نمی تواند ضعف تکنیک را جبران کند. همچنین جزییات در بازی بسیار کم است و کمتر می شود در بازی جسمی پیدا کرد که در گیم پلی مورد استفاده قرار نگیرد. افکت ها فوق العاده ضعیف اند تا جایی که مهم ترین افکت این بازی یعنی خون ، بی نهایت مصنوعی است. نورپردازی نیز با اینکه خوب و مناسب فضای بازی است ولی کاملاً از پیش تعیین شده است و نور “فلش” پوینت من هیچ سایه ای در بازی ایجاد نمی کند.

 

راهرو مرگ

گیم پلی بازی در کل به دو بخش “هدایت پوینت من” و “هدایت فتل” تقسیم می شود. “هدایت پوینت من” گیم پلی ای بسیار خطی ، از پیش تعیین شده و خسته کننده است. پوینت من صرفاً یک سرباز حرفه ای است و تنها خصوصیاتش توانایی استفاده از چند نوع اسلحه بسیار محدود بازی و قابلیت کند کردن زمان است و وی هیچ قابلیت استثنایی و خارق العاده ای از مادر شگفت انگیزش به ارث نبرده است و در بخش هدایت پوینت من فقط یک بازی کننده حرفه ای و یک تیرانداز خوب است که می تواند با دشمنان جان سخت و نابغه بازی سر کند. حال آنکه در طول بازی بار ها با کمبود تیر مواجه خواهد شد و تنها دقت و سرعت در تیراندازی است که می تواند شما را از دست دشمنانتان رهایی بخشد.

در بخش “هدایت فتل” اما گیم پلی جدید و کارآمد است. امکانات موجود برای هدایت فتل بسیار جذاب و پر جزییات است و تا به حال نه تنها در این سری بازی ، بلکه در کمتر بازی دیگری این امکانات یافت شده اند. شما در این بخش قادر خواهید بود ، به جسم دشمنان نفوذ کنید و به این وسیله با قدرتی همانند پوینت من به مبارزه با دیگر سربازان دشمن برخیزید. همچنین می توانید اجسام یا خود دشمنان را پرتاپ کنید ، به صورت نامریی به بسیاری مکان ها وارد شوید ، اجسامی ماورایی را مشاهده کنید و از برخی اتفاقات ناگهانی مطلع شوید. همچنین می توانید قدرت های موجود در دشمنان خود را در اختیار بگیرید و از آن ها استفاده کنید.

روند بازی با وجود کوتاه بودن ، نمی تواند بی اشتباه یا کم اشتباه ظاهر شود. بزرگ ترین اشکال و باگ گیم پلی مربوط به غیب شدن جنازه دشمنان می شود و شما هیچ گاه نخواهید توانست که جنازه افرادی را که توست شما به قتل رسیده اند ، را مشاهده کنید. هوش مصنوعی بیش از حد عالی است و دشمنان شما به شکل یک گروه کاملاً حرفه ای و پیشرفته عمل می کنند و با یافتن کوچک ترین اثری از شما ، موفق به یافتن محل تان می شوند. همچنین از دیگر نکات تأسف برانگیز گیم پلی آن است که دشمنان شما حتی با “هد شات” هم کشته نمی شوند و حتماً بایستی با چند تیر آنها را به قتل برسانید. همچنین اکثر اجزای موجود در بازی قابلیت هیچ گونه تأثیر پذیری و تغییر را ندارند. در برخی از مراحل نیز گیم پلی از مسیر اصلی و هدف بازی خارج می شود و تمرکز خود را از ترس های عمیق و روان کاوانه که به موجب “آلما” ایجاد می شود ، به سمت ترس های هیولایی و زامبی زدگی ، می برد.

سر وقت

بازی در بخش صداگذاری خوب عمل می کند. افکت ها به خوبی ساخته شده و به جا به کار می روند و مناسب سبک بازی و اتفاقات مورد استفاده قرار می گیرند. صداگذاری فتل نیز به خوبی انجام گرفته و اما در طول بازی کارآمد عمل نمی کند و تعادل خوبی بین خصم ، ترس و کمک های او بر قرار نمی شود و تا پایان بازی نا موزون عمل می کند تا زحمات دوبلور این شخصیت را بر باد دهد. اما از دیگر اشکالات موجود در صداگذاری بازی ، باز هم می توان به از پیش تعیین شده بودن اشاره کرد. تمام افکت های صوتی و دیالوگ های فتل در زمانی از پیش تعیین شده پخش می شوند و برخورد شما با اشیاء یا قدم های شما هیچ صدایی تولید نمی کند که به نوبه ی خود ضعفی نا به جا در دنیای بازی های امروز است.

ماده افزودنی

موسیقی جزو نکات قوت بازی است. موسیقی هولناک و هراس انگیز بازی در بسیاری از موقعیت ها ضعف های بازی را می پوشاند و به تنهایی وظیفه القای ترس به مخاطب را بر دوش می کشد. ترک های موسیقی متفاوت از هم و به جا و کارآمد عمل می کنند و گاه با پخش ملایم در پس زمینه بازی بدون جلب توجه مخاطب او را تحت تأثیر قرار می دهد. همچنین موسیقی بازی جایی هوشمند عمل می کند که ارزش سکوت را در میابد و به جای آنکه با یک موسیقی بلند مدت و پیوسته برای تمام طول بازی سعی در فضا سازی داشته باشد در بسیاری از موقعیت ها با به وجود آوردن سکوت مطلق ، فضای مورد نیاز بازی را به وجود می آورد. شاید تنها ایرادی که می توان از موسیقی بازی گرفت ، موسیقی موقعیت است که در برخی از مواقع بی دلیل کش دار شده و گاهی از ترک هایی منسوخ شده و تکراری برای ایجاد هراس استفاده می شود.

حرف آخر

شاید اگر “فیر 3″ اولین نسخه از یک سری بازی بود ، میشد آن را بازی خوبی قلمداد کرد و آینده خوبی را برای آن متصور شد و امید داشت که اشکالات و نواقص آن در نسخه های بعدی جبران گردد. اما حال که این بازی ادامه ای بر دو نسخه ی دیگری است که برخی آن ها جزء بهترین های سبک شان می شناسند اغماض در مورد بازی سخت و نا ممکن می شود. این بازی در بیشتر زمینه ها نسبت به نسخه های قبلی خود پسرفت داشته و از این رو عنوانی ضعیف و ناموفق جلوه کرده و آینده این سری را کاملاً مورد ظن و سوال قرار می دهد. “فیر 3″ نمونه کامل نزول یک عنوان درجه یک است.

نمرات بازی

داستان: 8.5

گرافیک: 7

گیم پلی: 8

صداگذاری:7.5

موسیقی: 9

نمره کلی: 8

نوشته ی عادل نریمانی

دنیای بازی





نوع مطلب :
برچسب ها :

       نظرات
سه شنبه 14 تیر 1390
پوریا برازنده